المحقق السبزواري
798
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
شبيخون آورد و چنان آن لشكر را كه با او بودند فروگرفت كه از آن تمامتر نتواند بود ، و بسيار كشش كرد و محمّد اعرابى مجروح خويشتن را در حايطى استوار كرد و سواران مسرع فرستاد و حال بازنمود . پيش از رسيدن سواران او ، حضرت سلطان سوار شده بود و لشكر به احتياط مىرفت . سلطان گفت : « دلم گواهى مىدهد و هرگز خطا نكرده است . » و چهار هزار سوار دو اسبه را به تاختن گسيل كرد . چون ايشان برفتند و روز به نماز پيشين رسيد ، سوار [ ان ] « 1 » محمد اعرابى دررسيدند و از آن حادثه خبر دادند . سلطان تنگدل شد و سخت فروماند و اسبان را دمى داد . آنگاه ، سوار شد و به تعجيل برفت و آن سواران دو اسبه دررسيده بودند و كس را نيافته كه آلپ تكين چون آن كار كرده بود بازگشته بود . چون سلطان به محمّد اعرابى رسيد ، او را بسيار ملامت كرد و آنجا فرود آمد . و جاسوسان دررسيدند كه لشكرى بزرگ از خوارزم بيرون آمد و به تعجيل مىآيند و اين تاختن كه كردند و غفلتى يافتند ، جرئت بسيار پيدا كردهاند . سلطان انديشمند گشت . هر چند با وى لشكرى بود كه همهء تركستان را بس بود ، امّا از نوادر مىانديشيد . ديگر آنكه زمين غريب بود . ابو نصر گويد : نماز عصر مرا بخواند و خلوت كرد و گفت : « ديدى كه خواجه با ما چه كرد ؟ و او مرا دشمن است به حقيقت . وزير بهر آن است كه پادشاه را نصيحت راست بكند كه حال پادشاهان طلب كردن زيادتى ملك و نعمت است ، امّا وزير را مصلحت باز بايد نمود . اگر وى خواستى به نامهها و رسولان اين كارها را تدارك مىتوانست نمود ، امّا قصد كرد و امروز چنين حالى پيش آمد و لشكر بزرگ قصد كرد ، [ 199 ب ] و هواى گرم و زمين بيگانه نتوان دانست كه اين كار به كجا رسد . » گفتم : « زندگى خداوند درازباد ! به فرّ « 2 » دولت عالى همه ظفر و نصرت است . » و زهره نداشتم كه بگويم كه خواجه و ديگر بندگان آنچه حدّ بندگى بود در اين باب بهجاى آوردهاند . پس ، مرا گفت : « نزديك خواجه رو و او را بگوى كه هرچه به دشمنى ممكن بود بهجا آوردى و نصيحت بازگرفتى و اين حال بازنمودى ، و هرچند معلوم است كه يك فوج لشكر من اين خارجيان را كافى است . به جان و سر من كه هرچه مرا خرج شده است در اين سفر ، چون بازگردم از تو بستانم ؛ و اگر لشكر مرا ناكاميى پيش آيد ، پوستت بازكنم . »
--> ( 1 ) . اضافه از مر است . ( 2 ) . در مج « به عز » درج شده است .